نقد کتاب « نغمه های عشق » اثر « علی صلاحلو ـ شاهد»

خمیربازی با کلمات
1
امروز شعر کمتر خوانده می شود. داستان از شعر پیشی گرفته است. تیراژهای دویست ، سیصدی هم فروش ندارد. میزان مطالعه پایین و در حدّ یک فاجعه است. این فاجعه در خوانش شعر در ابعادی وسیع روی می دهد. نقد ـ بُرج مراقبت هنر ـ فرو ریخته است. و در این آشفته بازار ، دغدغه ی «نان» و «نام» گریبان ناشر و ناظم را دو دستی چسبیده ، ایپدمی « کتاب سازی» را شیوع داده است: کتاب سازی ناشر با پول زبان بسته ی ناظم. ناشر محترم پول می گیرد و هزار نسخه در دست ناظم می گذارد تا سال ها در اتاق های اجاره ای خاک بخورد و ناظم عزیز هم غم ِ پولِ به باد داده و هم عتاب شریک زندگی را یک جا تاب بیاورد و دم بربندد که : خودکرده را تدبیر نیست!
2
در شهر ما نیز کتاب هایی به زیور طبع آراسته که حقیقتاً اعتماد به نفس ناظم و ناشر آن ها ، ما را چنان دچار شگفتی و حیرت می سازد که مگو و مپرس! راستی چرا در شهر ما محافلی برای نقد و بررسی کتاب های چاپ شده نیست؟! شاعران و نویسندگان ، روزه ی سکوت گرفته اند و نهادهای فرهنگی برای برگزاری جلسات نقد و بررسی کتاب گامی برنمی دارند؟!
3
یکی از شیک و پیک ترین این کتاب ها ، کتاب « نغمه های عشق » ساخته و پرداخته ی آقای « علی صلاحلو ـ شاهد» است. کیفیت چاپ حرف ندارد. عالی است. با جلد رنگی و گالینگور. صلاحلو کارمند بانک صادرات است و چند ساخته درباره ی « کارمندانِ با صداقت بانک صادرات » دارد. از آن جمله : یارانِ با صداقت در بانک صادرات است ...
کتاب شامل دو فصل است: اشعار فارسی و اشعار ترکی.
و از ضعف هایی رنج می برد که تنها به مواردی اشاره می شود:
1ـ بیشتر نوشته های شاعر ، نظم است تا شعر. برای نمونه صفحه های 72و 73و 75 را بخوانید. کافی است وزن را از این نوشته ها کم کنید و آن گاه با نثری معمولی رو به رو شوید.
2ـ اشکال وزنی : مثلاً در این بیت:
گه راه خوی ـ تهران ـ را در یک غزل پیموده ما با مشعل شعر و غزل روشنگرایی می کنیم
(ص 31)
که باید « تهران» را به صورت « تهرانه» خواند تا وزن اصلاح شود. علاوه بر این ، بیت نامفهوم است. ترکیب های « روشنگرایی کردن » و « آب طلایی کردن» نیز قابل تأمّل است.
یا در این بیت :
گاهی به طنز و گه به ناز ، گاهی به معنا گه نیاز
گاهی به سوز و ساز او نغمه سرایی می کنیم
حرف « ز» در کلمه ی « ناز» اضافی است. وزن ، مستفعلن (4بار) بوده و از اوزان دوری نیست. علاوه ، تناسب « طنز و ناز» و « معنا و نیاز» قابل فهم نیست.
یا حرف «ز» در کلمه ی « امروز» در این بیت ، وزن شعر را به هم زده است:
پاک زن باشد گر امروز دختر دیروزِ ما حرمتش واجب بُوَد چون مادر فرداست زن
(ص 58)
3ـ اشکال قافیه :
قافیه کردن « غنچه و بچّه » در این بیت:
خنده زد در باغ زهرا غنچه ای بر علی حق داده دختر بچّه ای
(ص 48)
یا قافیه کردن « عاشورایی و سفیانی » در بیتِ:
زنده باد آئین عاشورائیان مُرده بادا جملگی سفیانیان
(ص 50)
کافی است یای الحاقی را از آخر کلمات برداریم و دریابیم که « عاشورا » و « سفیان» هم قافیه نمی شوند. به جای « جملگی » هم می شد از « جمله ی » بهره برد.
4ـ ضعف تألیف :
اهل کوفه خامه هاتان بشکند دستتان با نامه هاتان بشکند
(ص 49)
پر واضح است که بر خلاف خامه و دست ، نامه شکستنی نیست !
یا در جای دیگر :
ذکر نامش زنده بی جان می کند ...
منظور اصلی ناظم این است که ذکر نامش، بی جان را زنده می کند ؛ در حالی که عکس این معنا هم به ذهن خطور می کند که : ذکر نامش ، زنده را بی جان می کند!
یا در این بیت ، نام هایی را از شهر خوی ردیف می کند و می گوید:
«طایر» و «تجلیل»و «تائب»، « مرغ حق» و « واقفی»
از « نمازی» ها، « امینی» ها فراوان است خوی
(ص 15)
منظور اصلی ناظم این است که « در خوی از این بزرگان فراوان است» ، در حالی که نبود حرف اضافه ی « در» قبل از کلمه ی « خوی » به اقتضای ابیات قبل ، « خوی فراوان است » فراوان بودنِ شهر خوی را به ذهن می آورد.
یا حذف « بر» در این بیت ، قبل از کلمه ی « سرم » :
دست من وَ دامن پر مهر تو سایه ی رحمت سرم افکن هما
(ص16)
5 ـ وجود جمله ها و ابیات بی معنا :
دفتر عمرم سه شمار از چهل قامت سروم شده از غم دو تا
(ص16)
یا در این مصراع : عالِمه نارفته بر مکتب شده (ص 48)
مصراع اوّل در بیت اول و مصراع اخیر به چه معناست ؟! از آن گذشته ، چرا « عالمه» ؟ چرا «عالِم» نه ؟! مگر قواعد عربی در فارسی هم نافذ است ؟!
4
نکته ی آخر این که : دوستان قبل از چاپ و نشر کتاب بهتر است با اهالی شعر و ادب مشورت و از رهنمودهای بزرگان این وادی استفاده کنند تا کتاب بی کم و کاستی را وارد بازار کتاب نمایند . وگرنه آوردن چند نام و تمسّک به تأیید گرفتن از این قبیله (رجوع کنید به مقدمّه ی کتاب!) ، کتابِ پر نقص و ایراد ما را از عیب و نقص بری نخواهد ساخت!
ـ نقل مطالب این وبلاگ در مطبوعات جز با کسب اجازه ی کتبی و ذکر دقیق منبع غیر قانونی بوده و هر گونه حقی برای پیگیری های حقوقی در این خصوص ،برای نویسنده ی وبلاگ محفوظ است .